حسين بن حسن خوارزمي

32

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى )

رحمت ، و « قهّار » ذاتيست موصوف به قهر ، و اين اسماى ملفوظه اسماى آن اسماست . و از اينجا معلوم مىگردد كه مراد قائلان كه اسم عين مسمّاست « 1 » مىگويند چيست . ديگر بدانكه « علم » حق « 2 » سبحانه و تعالى مر ذات خود را بذات خود موجب علم گشت بر جميع كمالات خود و « محبّت » الهى كه قابليّت ظهورش خوانند اقتضا كرد ظهور ذات را به هريكى ازين كمالات : اوّل در « حضرت علميّه » بعد از آن در « حضرات عينيّه » لاجرم « كثرت » ازين وجه ظاهر شد ، پس « كثرت » از وجهى راجع باشد به علم ذاتى چنان كه شيخ در فص اوّل بدين اشارت كرده است . ديگر بدانكه صفات از روى احاطه كلّى و عدم احاطهء او مر سائر صفات را متفاوتست ؛ و آنچه محيط است مر سائر صفات را « ائمه سبعه » اند كه امّهات صفاتش مىخوانند و آن « حيات » و « علم » و « ارادت » و « قدرت » و « سمع » و « بصر » و « كلام » است . و اين هفت صفت اگرچه اصول سائر صفات‌اند ، امّا بعضى متأخّر است از بعضى چنان كه علم متأخّر است از حيات و ارادت و قدرت متأخّرند از هر دو ، و آن سه صفت باقى متأخر است از اين چهار صفت ، و كلام از همه متأخر است . و مراتب اسماء نيز به اعتبار شمول كلى مر سائر اسماء را و عدم شمولش متفاوت است ، پس چهار اسم امّهات اسماءاند « 3 » و آن « اوّل » و « آخر » و

--> ( 1 ) - نزاعى كلامى ريشه‌دار در مؤلفات دائر است كه آيا اسم عين مسمى است و يا غير آن است ، و بدين علّت از ائمه هداة مهديين نيز در اين باب سؤالاتى شده است كه در جوامع روايى مدوّن است به تفصيلى كه در باب دوم انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه تقرير و تحرير كرده‌ايم . و بدانچه در تعليقه قبل تقديم داشته‌ايم دانسته مىشود كه هر اسم عينى شأنى از شئون وجود صمدى است ، و وجود صمدى منزه از حدود اشياء است ، پس اسم هم عين مسمّى است و هم غير مسمى است . ( 2 ) - يعنى علم اجمالى در عين كشف تفصيلى فتدبّر . ( 3 ) - هر اسم و صفتى را كه حيطه تامّه است اسم اعظمش خوانند ، و يكى از وجوه معانى اسم اعظم همين است . تفصيل اين مطلب شريف - اعنى وجوه معانى اسم اعظم - را علامه ابن فنارى در مصباح الأنس ( ط 1 - چاپ سنگى رحلى - ص 116 ) ، و اين كمترين در نكته 479 كتاب هزار و يك نكته به -